شما در حال مشاهده هستید 2 از 101 ایده ستاره بر رشد فردی

2 از 101 ایده ستاره بر رشد فردی

سبک زندگی

2 از 101 ایده ستاره بر رشد فردی

در این قسمت از مجموعه 101 ایده ستاره بر رشد فردی درباره زمزمه های تکراری که منجر به همهمه های ذهنی و واکنش های ناخودآگاه و منفی می شود گفته شده ، زمانی که میخواهیم حرفمان را به کسی ثابت کنیم معمولا کمتر صداقتمان مورد توجه قرار خواهد گرفت. پذیرش اشتباه خودمان و دیگران و همچنین پذیرش نوع تفکر خودمان و دیگرا برای رسیدن به آرامش ذهنی امدادگر خوبی خواهد بود.

پایان زمزمه های گفتم ، گفتی ، گفت ...

چند بار برای شما اتفاق افتاده که با سرزنش کردن خودتان و یا حتی سرزنش کردن دیگران خودتان را آزار داده اید و آرامش ذهنی شما دچار اختلال شده است؟

خودتان و دیگران را سرزنش نکنید . از اثبات کردن مرورهای ذهنی به خودتان و دیگران دست بردارید.

حتما تا حالا پیش اومده که درگیر مسئله ای شده باشید و شما رو دچار مشکل ، اضطراب ، استرس و یا ناراحتی کرده و مدام با خودتان مرور کرده اید که ” من اینو گفتم من اینکارو کردم …”و مرتب در حال اثبات یک سری مسایل هستید که ثابت کنید حق با شما بوده است.

بیاید مسئله رو اینطور نگاه کنیم.

چیزی که باعث رنجش شما شده یا مربوط به خودتان است یا دیگران ، پس از آنجایی که ذهن تمایل دارد برای آرام بودن خود به دنبال مقصری بگردد معمولا شما یا خودتان رو سرزنش میکنید یا دیگران را.

و مرتب در دام اثبات مبنی بر گفتم… گفتی… گفت…  می شوید یعنی می گویید” خب من فلان کار رو کردم فلان حرف رو زدم ،اون اینکار و کرد.. ” یا اگر در حال بحث با مخاطبتان هستید که به او ثابت کنید حق با شما بوده می گویید “خب تو اینکارو کردی اینو گفتی منم اینو گفتم…”

افتادن در دام باتلاق آتش

افتادن در باتلاق اثبات های یک طرفه و گاه بیهوده نتیجه ای جز همهمه ذهنی ندارد و از آنجایی که همهمه ذهنی باعث میشود ، ذهن شما درگیر مسائل پیچیده شود و از حل موضوع یا آرامشی که آن لحظه باید داشته باشد جدا شده و پر از گل های چسبناک می شود. که جلوی دیدگاه شما را گرفته و اجازه تفکر آرام به شما نمیدهد. در نتیجه هرچه بیشتر میخواهید خودتان را با سرزنش خود یا دیگران و یا اثبات یک سری مسائل آرام کنید بیشتر به دام استرس میفتید و  چون پایانی وجود ندارد .نه تنها ذهن آرام نمی شود بلکه کار به جدال ذهنی یا جدال با دیگران کشیده می شود. از قدیم هم گفته شده ” در دعوا حلوا خیرات نمیکنند “. پس در نتیجه مسائل دیگری وارد شده و درگیری های ذهنی بیشتر و بیشتر میشود. تا اینکه مغز دیگر توان پردازش خودش را از دست میدهد و احساسات ناراحتی و خشم شما به بدن شما غلبه میکند . قطعا خاموش کردن آتش یک چوب کبریت خیلی ساده تر از خاموش کردن آتش یک ساختمان است.

پس وقتی مسئله ای آزار دهنده ذهنمون رو درگیر میکنه چکار کنیم؟

راهکارهایی مثل 5 نفس عمیق کشیدن ، راه رفتن ، نوشیدن آب و … را حتما تا بحال بارها شنیده اید و اینکه موقع عصبانیت خونسردی خودتان را حفظ کنید اما واقعا این امر براحتی گفتنش انجام میشود؟؟؟

شما که آن لحظه دچار احساساتی هستید و نمیخواهید از شما حقی ضایع شود. ممکن است بگویید اگر ادامه ندهم حقم پایمال خواهد شد.

امایک لحظه به این فکرکنید .

زمانی که یک : هنوز خودتان کامل به موضوع آگاه نیستید چطور میخواهید مثل یک وکیل مدافع از حق خودتان دفاع کنید؟. با نگاه تک بعدی و یک طرفه از جانب خودتان نمی توانید از حق واقعی خودتان دفاع کنید.

پیشنهاد میدم مطلب این خودت واقعا کیه؟ رو بخونید.

دوم :فکر کنید با سرزنش کردن خودتان و یا دیگران به چه نتیجه ای می خواهید برسید؟

گاهی فقط یک لحظه لازم است تا با یک اندیشه و یا پرسیدن یک سوال ،آرامش به ذهن شما بیاید و اگر شما آن یک لحظه را انتخاب نکنید شاید روزها و ماه ها و سالها درگیر مسائل پیچیده شوید.

ذهنیت مینیمالیستی همیشه به دنبال ایجاز مفید هست .

بیاید تصور کنیم شما با شخصی دچار بحث بر سر یک تصادف رانندگی می شوید ، آن شخص می گوید شما مقصر هستید. شما با هزار دلیل میخواهید ثابت کنید آن شخص مقصراست.

شاید در این مثال بگویید بهترین راه حل ورود پلیس است و پس شما بجای اینکه درگیر دعوا و کتک کاری شوید که علاوه بر مشکل تصادف و جبران خسارت درگیر نزاع و کتک کاری و ضرب و اتفاقهای ناگوار موقع نزاع هم شوید و پای شما به پرونده های دیگه هم باز شود، انتخاب میکنید پلیس وارد شده و مسئله را حل کند.

پس همیشه انتخاب یک تصمیم درست میتواند حجمی از مشکلات را کاهش دهد.

لازمه این امر داشتن یه لحظه آگاهانه است.

که فقط از خودت بپرسی من دارم چکار میکنم؟ و چرا دارم این کار را انجام میدهم ؟ و اینکه چه راه حل های دیگری دارم؟

وقتی شما و مخاطبتان با هم درگیر بحث و اثبات وجود مقصر می شوید و مادام برای اثبات از دلایل وجود ،گفتم… گفتی… گفت… استفاده میکنید ، در واقع با مخاطبتان روی دو خط موازی درحال حرکت هستید و هیچ گاه دوخط موازی به یک نقطه مشترک ختم نخواهند شد.

پس بهتر است اگر درگیر مشکل یا موضوعی مربوط به خودمان یا در مواجه با دیگران شدیم با پرسش های آگاهانه و بدور از اثبات و سرزنش بدنبال نقطه مشترک برسیم . البته نوع نفس کشیدن و یا حتی لحن صحبت کردن ما و شیوه فکری که از قبل در ذهن ما نقش بسته آن لحظه میتواند به ما کمک کند که بهتر رفتار کنیم.

پس با توجه به اینکه همیشه گفته شده پیشگیری بهتر از درمان است، بهتر است زمانی که درحال خوب هستید به خودتان و شیوه نگرش و نگاه خودتان آگاه باشید.با تکنیک های توسعه فردی تسلطی بر ذهن ، لحن و رفتارتان پیدا کنید.

مهمترین فاکتور در رشد فردی داشتن شناخت اولیه و آگاهانه از خود است.

قصه ستاره

ستاره دختری است که با علاقه با همسرش ازدواج کرد. اما هر بار با بحث کردن با همسرش فرسنگ ها از او دور میشد ، و مدام در صحبت هاش میگفت خب تو اونطور گفتی من اینو گفتم فلانی اونو گفت… و یک حلقه بی پایان از تفکر ها و اثبات کردن های بی نتیجه…

این صحبت ها برای ستاره همچون متهمی بود که فقط با توجیه کردن بار گناهش را بیشتر میکند.

تصور کنید شما شخصی را به جرم دزدی گرفتید اگر مرتبا در حال توجیه و اثبات بر بی گناهی خودش باشد شما به او بیشتر مشکوک خواهید شد.

اما اگر با یک یا دو استدلال منطقی که نشان دهنده بی گناهی واقعی او باشد ، دلایلی که برای شما ملموس و قابل تحلیل باشد .بهتر میتوانید درباره بی گناهی یا گناهکار بودن واقعی او قضاوت کنید.

ستاره هم به این نتیجه رسید بجای قصه گفتن های طولانی که همیشه از او تصویر زنی حراف که معلوم نیست چه میگوید نشان دهد، از منطق و دلایل روشن و واضح بدور از توجیه اشتباهاتش استفاده کند.

لازمه ی پذیرفتن اشتباهات بجای توجیه کردن آنها ، شهامتی میخواهد که این شهامت را باید با ندای درونتان پرورش بدید؟

چرا شما اشتباهتان را میپذیرید؟

وقتی ما اشتباهاتمان را میپذیریم. برای جاهایی که میدانیم اشتباهی مرتکب نشدیم بهتر میتوانیم دلایل منطقی بیاوریم. بعلاوه پذیرفتن اشتباهات، ما را از حلقه بی پایان گفتم ، گفتی ، گفت رها کرده و باعث میشود در جریانات بعدی آن اشتباهات را مرتکب نشویم و به رشد فردی خودمان کمک کنیم .

این پست دارای 2 دیدگاه است

  1. Mark

    Thanks for your blog, nice to read. Do not stop.

    1. فاطمه خلقتی

      thank you , of course

دیدگاهتان را بنویسید