شما در حال مشاهده هستید 3 از 101 ایده | سبک زندگی و کنترل ذهن

3 از 101 ایده | سبک زندگی و کنترل ذهن

3 از 101 ایده ستاره بر رشد فردی | سبک زندگی و کنترل ذهن

مهمترین فاکتوری که در سبک زندگی تاثیر گذار است ، خودتان هستید. در سبک زندگی مینیمالیسم مهمترین توجه ، به خود و ارزش های هر شخص است. اگر میخواهید زندگی هدفمندی داشته باشید تکنیک ها و تمرینات زندگی مینیمالیسم بهترین راه کار برای شماست.

کانال سمپوزیوم مینیمالیسم

کنترل ذهن خود را بدست بگیرید.

چه زمانی میتوانیم کنترل ذهن خود را بدست بگیریم ؟

برای پاسخ به این سوال این پرسش مطرح می شود. مهمترین کاری که ذهن ما انجام میدهد چیست؟ جواب فکر کردن است.

پس اینکه ما چگونه فکر میکنیم بر کنترل ذهن ما تاثیر گذار است و نحوه تفکر ما بر عملکرد ما اثر می گذارد.

بخشی از کتاب قدرت برنامه ریزی برایان تریسی را با هم مرور میکنیم.

هرگاه با یک بحران غیر منتظره روبرو شدید ، کنترل ذهن خود و موقعیت را به دست بگیرید .سوالات زیر را از خود و دیگران بپرسید.

  • سعی داریم چکار کنیم؟
  • چطور میخواهیم این کار را انجام دهیم دهیم؟
  • آیا راه بهتری وجود دارد؟
  • فرضیه ما چیست؟
  • اگر این فرضیه ها اشتباه باشند ، چه باید بکنیم؟
  • با توجه به پاسخمان به این سوالات ، چه کاری را باید در اسرع وقت انجام دهیم؟
  • اولین قدمی که باید برداریم، چیست؟

حقایق را از مشکلات جدا کنید. یک واقعیت ، ثابت است مانند اتفاقی که در گذشته افتاده و شما اکنون نمی توانید تغییرش دهید زیرا کنترلی بر آن ندارید. چیزی مانند هوا.

از سوی دیگر ، مشکل چیزی است که می توان آن را رفع کرد و راه حلی برایش یافت. می توانید ذهن خود را برای یافتن راه حل بکار اندازید.

قانون ساده ای وجود دارد : از اینکه نمی توانید تغییری صورت دهید، عصبانی و ناراحت نشوید. زمان خود را صرف چالش هایی کنید که می توانید به طریقی بر آن تاثیر بگذارید. به خود یادآور شوید: ” دردی را که درمان ندارد ، باید تحمل کرد.”

برای داشتن سبک زندگی هدفمند و کنترل ذهن باید بپذیرید سختگیرانه به مسایل نگاه نکنید.

حتما بارها اتفاق افتاده از چیزی یا شرایطی احساس رضایت نداشته باشید . تلاش خود را می کنید که با ایجاد حس خوب در خودتان و نگاه کردن به جنبه های مثبت آن وضعیت را خوب جلوه دهید.

مثلا از حقوق خود احساس رضایت ندارید اما می گویید : خوب است دیگر خیلی ها همین را هم ندارند … . خدا را شکر از هیچی بهتر است… . و همچنان از پایین بودن حقوقتان رنج می کشید.

یک لحظه متوقف شوید.

زمانی که از وضعیتی واقعا احساس رضایت ندارید. سعی نکنید با خوب جلوه دادن آن با آن کنار بیایید . مغز شما به وضعیت آگاه است و برخلاف اینکه در مواردی مثل خندیدن می گویند مغز گول می خورد ، تا زمانی که شما احساس رنج از آن وضعیت دارید مغز نمی تواند بپذیرد که همه چیز خوب است . در واقع با توجه به اینکه حس از فکر ناشی میشود وضعیت نامطلوب در ذهن شما جای دارد و این احساس ناملوب به شما می دهد.

پس با وضعیت نامطلوبمان چه کنیم؟

پذیرش یکی از بهترین راه حل ها برای زندگی شاد و هدفمند است. پذیرش این مورد که نمیتوانید دنیا را تغییر دهید.

بپذیرید وضعیت نامطلوب مثل حقوق پایین وجود دارد و شما با توجه به شرایط خودتان آن را پذیرفته اید.

این پذیرش به مغز شما کمک میکند رها شود و برای وضعیت مطلوبتر برنامه ریزی کند.

پذیرش وضعیت نامطلوب و احساس راحتی با آن می تواند دریچه ورود به وضعیت مطلوب باشد البته به شرطی که برای رسیدن به وضعیت مطلوب حرکت کنید.

مثلا بپذیرید که حقوق شما کم است و بار کاری زیاد ، ولی این وضعیت را دنبال کرده اید تا با تلاشی که میکنید فرصت شغلی بهتری را برای خود رقم بزنید و از آن موقعیت رها شوید.

شما هیچگاه نمیتوانید رئیس خود را عوض کنید تا برای وضعیت شغلی شما چاره ای بیندیشد. می توانید با ارتقا خودتان و حرکت به سمت موقعیت های بهتر تلاش کنید.

این مثال در تمام جنبه های زندگی تکرار می شود. لازمه داشتن قدرت پذیرش و ایجاد سبک زندگی بهتر و کنترل ذهن ، خودباوری و خود آگاهی است و اینکه خودتان را با واقعیت های خیالی گول نزنید. واقعیت ها را آنگونه که هستند بپذیرید .

بپذیرید با تسلط بر افکارتان میتوانید شانس های زندگی خود را بهتر کنید.

من اینجا در

برات درباره شاخص های هفت گانه شانس گفتم.

از ستاره چند پتانسیلی

ستاره در حالیکه به 18 سالگی سفر میکرد همچنان زنی چند پتانسیلی بود و از اینکه همه کارها را انجام میداد به خود می بالید. 18 ساله بود بدلیل علاقه زیاد به فعالیت های اجتماعی در یک موسسه آموزشی مشغول به کار شد . به او گفتند بیمه های برایش در نظر گرفته نمیشود و چون کم سن است با حقوق اندگ باید کار کند. او تشنه کار کردن بود. چند سالی گذشت تا آمد از حقوق  پایین سخن بگوید همه به او گفتند همین آب باریکه هم خوب است. خدا را شکر که در محل فاسدی کار نمیکند. ده سال از عمرش رفت و او همچنان با آب باریکه در محیطی سالم کار میکرد. چه بدست آورده بود ؟ هیچ فقط یک حقوق بخور و نمیر ماهانه…

قلبش به درد آمد یادش آمد ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است.

هرکدام از ما چنین احساسات و فضایی را که برایمان دچار روزمرگی شده را احتمالا امتحان کرده ایم. یک دفتر میتواند برای رسیدن به خود آگاهی به ما کمک کند.

هر روز در دفترتان بنویسید و با خودتان گفت و گو کنید.

چرا این کارها را انجام میدهم ؟

به کجا قرار است برسم ؟

و…

وقتی افکار در ذهن شفاف شوند شما و مغزتان باهم رو راست خواهید بود.

زمانی به کنترل کامل ذهن می رسید که فرآیندهای زندگیتان برای شما واضح باشند و بدانید چرا آنها را انتخاب کرده اید.

گاهی تا قلبمان به درد نیفتد . درون خود را پیدا نمیکنیم.

دیدگاهتان را بنویسید