شما در حال مشاهده هستید چگونه کمال گرا نباشیم ؟ گزارش اول

چگونه کمال گرا نباشیم ؟ گزارش اول

سبک زندگی

چگونه کمال گرا نباشیم؟ گزارش یک

از سالهای ابتدایی زندگی یک کودک به او گفته می شود که داخل خطوط رنگ آمیزی کند و اگر از خط بیرون بزند به او میگوییم نقاشی اش غیر قابل قبول است…

نوشته بالا سرآغاز کتاب چگونه کمال گرا نباشیم؟ از استفان گایز است.

نویسنده ای که ابتدا جسارت پذیرش کمال گرایی را بعنوان یک پدیده بد و مضر که باعث عدم حرکت به جلو در زندگی می شود ، را به خود داد و بجای اینکه خودش را ملزم به انجام 50 حرکت شنا در روز و تمرینات ایده آل باشگاه کند ، به انجام مداوم یک حرکت شنای ساده بدون هیچ پیش شرط ذهنی ، حتی در رختخواب کرد.

گزارش یک : از مقدمه تا بخش 2 " ذهن کمال گرا " کتاب چگونه کمال گرا نباشیم ؟

کمال گرایی یک تله است و هیچ نقطه مثبتی در آن نیست ، تله ای که ما را دچار توهم برتر بودن می کند. توهم برتر بودن اجازه پذیرش انجام خیلی از کارهای ساده را نمیدهد و نقطه مخرب کمال گرایی فقط ایده های آرمانی است که ما را اسیر میکند و ذهنمان را باز میدارد تا فقط در پیله ی بسته خود روزها را با فکر پرواز سپری کنیم اما هیچگاه طعم یک پرواز ناموفق را هم نچشیم.

چه باید کرد؟

اول باید با خودمان صادق باشیم و بپذیریم که کمال گرایی مخرب و افسرده کننده است .

در حد کمال و به نحوه مطلوب انجام دادن کارها خوب است . اما کمال گرایی شما را وادار می کند در خانه بمانید ، مانع از آن می شود که از فرصت ها استفاده کنید. و باعث می شود فکر کنید زندگیتان از آنچه در واقعیت هست بدتر است. نمی گذارد خودتان باشید.

کمال گرایی در دنیایی پر از ناکامی ها ، همچون تله ای است که انسان را گرفتار توهم برتر بودن کرده و او را از قدمی به جلو برداشتن ، باز می دارد . ایده ای آرمانی است ، اما فقط فکری بازدارنده است.

افکاری اسیر کننده که باعث می شود شما از ترس اینکه مبادا نتوانید ” آنچه در ذهن دارید را در حد کمال اجرا کنید”  ، قدمی بر ندارید.

استفان گایز در این کتاب از شما میخواهد که برای قدمی برداشتن منتظر انگیزه نباشید. فقط از جای خود برخیزید و کاری شروع کنید.

ایده طلایی ” معمولی بودن ” و معمول گرایی خود آزادی است .و نقطه ای مقابل استرسی که کمال گرایی به انسان وارد می کند .

بخش اول

“در دنیایی که پیوسته می کوشد تا تو را به چیزی تبدیل کند ، خود بودن مهم ترین دستاورد است ” رالف والدو امرسون

کمال گرایان کارآمد

کمال گرایان قرار بود کارآمد باشند اما حقیقت اینجاست که خصلت کمال گرایی باعث ناکارآمد بودن می شود.

عدم قدرت تصمیم گیری

ترس از قرار گرفتن در موقعیت های اجتماعی

کارها را به عقب انداختن

اعتماد به نفس پایین

از جمله مشکلات روانی است که کمال گرایان با آن مواجه میشوند. چرا که در حد کمال نبودن ، زندگی تان را به انبوهی از موانع مشکل ساز ، تهدید کندده و غیر قابل عبور تهدید می کند. شکافی که بین خواسته ها و واقعیت زندگی وجود دارد باعث درجا زدن کمال گرایان می شود.

فقط معمول گرایان هستند که ناکاملی ها را ، که خصوصیت بارز دنیای ماست ، تحمل میکنند.

اما ما این توانایی را داریم کمال گرایی مان را تغییر دهیم و لازمه اینکار یافتن ریشه های مشکل کمال گرایی است.

بجای افتخار به “من چنین کمال گرایی هستم” بگوییم “من چنین کمال گزیری هستم ” چرا؟

بارها افراد با لبخندی بر لب به اینکه من کمال گرا هستم به عنوان عیب مثبت به آن افتخار میکنند و تمایل دارند کارها در حد کمال انجام شود . به خود می بالند که چیزی مثبت دارند.

ولی زمانیکه پسوند ” گرایی ” را به آخر ” کمال ” یا  ” معمول” اضافه کنیم . ریشه کلمه برعکس می شود. کمال گرایی متفاوت از کلمه بوده و غیر منطقی ، فلج کننده ، محدود کننده و حتی کشنده است.

اگر به درستی متوجه حقیقت کمال گرایی بر انسانیت بودیم ، از زدن برچسب کمال گرا به خودمان آنچنان ذوق زده و شاد نمی شدیم.

دانش کمال گرایی

پروفسور رندی فراست در سال 1990 ، ایده مقیاس کمال گرایی را طرح کرد . شش مورد از خرده مقیاس های فراست و حروف مختصر رایج آن ها:

نگرانی از ارتکاب اشتباه ( CM )

استانداردهای شخصی ( PS)

انتظارات والدین ( PE)

انتقاد والدین ( PC  )

تردید در مورد کارها ( DA)

سازماندهی ( OR)

و بعد از تحقیق توسط افراد دیگر به شکل زیر طبقه بندی شد.

خود محورانه : استانداردهای غیرواقع گرایانه و تمایلات کمال گرایانه برای خود

دیگر محورانه : استانداردهای غیر واقع گرایانه و تمایلات کمال گرایانه برای دیگران

تجویز شده جامعه : باب شدن چنین اعتقادی بین افراد که : افراد خاص از خود انتظار دارند در حد کمال باشند و به همین علت خاص شده اند.

در نهایت در سال 2004 ، محققانی از دانشگاه ایالات آپالاچیان از این دو مقیاس کمال گرایی استفاده کردند و تحقیقات خود را در مدل جدیدی شامل 8 خرده مقیاس در دو دسته کلی ارائه دادند.

کمال گرایی وظیفه شناسانه

سازماندهی – تلاش برای برتری – برنامه پر کاری – استانداردهای بالا برای دیگران

کمال گرایی خود ارزیاب

نگرانی از ارتکاب اشتباه – نیاز به تایید – تحت فشار والدین بودن – نشخوار ذهنی

محققان هدفشان بیشتر بدست آوردن اطلاعات و مدل سازی کمال گرایی است .اما راه حل مشکل کمال گرایی چیست؟

استیفان گایز می پرسد : ” منطقی ترین کاری که با این اطلاعات انجام داد ، چیست؟ “

پس در ادامه کتاب با او همراه می شویم تا با نگاهی به ذهن کمال گرا ببینیم می توانیم دلیل این تفکر را بیابیم ؟

سایر گزارش های کتاب چگونه کمال گرا نباشیم؟

دیدگاهتان را بنویسید