در مدیر مینیمال جلسه اول به اهمیت مدیریت و داشتن خود آگاهی برای رسیدن به مدیریت اشاره کردم.

در مدیر مینیمال جلسه دوم می خواهیم بدانیم چگونه به خود آگاهی برسیم؟

اولین فصل برای قدم گذاشتن در مسیر مدیریت خود ، رسیدن به خود آگاهی است. هنر خود آگاهی در شکوفایی تمام مهارت ها به کمک شما می آید.تکنیک های روانشناسی زیادی برای رسیدن به خودشناسی وجود دارد که خارج از تخصص من و خارج از موضوع ساده سازی مدیریت است. ولی به شما کمک می کند خودتان را بهتر بشناسید. اما خیلی ساده برای اینکه به خود آگاهی برسید به خود فکر کنید نه با دید خودخواهانه بلکه با دوست داشتن و پذیرش خودتان ، به ضعف ها ، نقاط قوت و کارهایی که انجام می دهید بیاندیشید.

تصور کنید می خواهید گرافیست شوید ، اگر دیدگاهی درباره افکار خود نسبت به گرافیک نداشته باشید فقط در دام خرید آموزش های متفاوت که ممکن است تاثیری برای پیشرقت شما نداشته باشند دچار شوید . یا اینکه آموزش هایی را خریداری کنید اما دیدن و تمرین کردن با آموزش ها برای شما طاقت فرسا شود و یا به اصطلاح خودتان وقتش را نداشته باشید.

خود آگاهی و وقت مدیر مینیمال

یکی از کاربرد های خودآگاهی تنظیم وقت است . مدیر مینیمال شخصی است که به اهمیت واقعی وقت خود در عمل توجه دارد. بارها از اشخاصی شنیده اید که مدام می گویند  ” وقت ندارم ، فرصت ندارم” . مدیر مینیمال شخصی است که برای تمام ارزش ها و اهداف خود وقت دارد زیرا آنها را برنامه ریزی می کند. وقتی می دانید قرار است چه کاری انجام دهید برای زمان خود هم بهتر برنامه ریزی می کنید.

در مدیر مینیمال جلسه اول به توهم آگاهی اشاره کرده ام. اولین سوالی که برای تنظیم وقت خودتان باید از خودتان بپرسید این است : ” آیا من می دانم چه کاری انجام می دهم یا تصور می کنم که می دانم؟ !”

امروزه درباره مدیریت زمان ، هنر برنامه ریزی زیاد سخن گفته می شود . حال آنکه در شبکه های اجتماعی سخنان انگیزشی و کرم کتابها به وفور یافت می شود.

ولی مشکل زمانی هویدا می شود که ما همانند یک عروسک خیمه شب بازی بی جان ادای انجام یک کار خوب را در می آوریم تا دیگران بفهمند که ما انسانی منظم هستیم که وقتمان باارزش است. ادعای انجام یک کار دلیل بر انجام آن نیست و فاصله ادا در آوردن و عملکرد واقعی از مو باریکتر است. خودمان را گول نزنیم.

یک لحظه تامل کنید . گاهی ناخودآگاه به این مسئله گرفتار می شویم.

پذیرش اشتباهات و مسیر های گمراه کننده اولین قدم برای رسیدن به خود آگاهی است.

دیروز برای اجرای پروژه متناسب با شغل و تخصصم برای فیلمبرداری آماده شدیم ولی بازیگر خوش ذوق ما متن هایش را مرور نکرده بود و ساده ترین جملات را نمی توانست ادا کند . آنچه بر ما مسلم بود این بود که این بازیگر با وجود اینکه گفته بود برنامه ریزی می کند و متن ها را مرور میکند و این مسئله در دستور کارش است . کوچکترین وقتی برای مرور متن ها قرار نداده بود.

خود آگاهی و صداقت با خود

برای رسیدن به خود آگاهی اول باید با خودتان صادق باشید . به جای اینکه به دیگران و مسائل آنها توجه داشته باشید به خودتان توجه داشته باشید.

بجای گله کردن از دیگران و مرور نقص های آنها ، نقاط ضعف و قوت خود را بشناسید .

تصور کنید می خواهید وارد عرصه بازیگری شوید .

بازیگرانی هستند که بدون توجه به گریم و کیفیت دوربین ها تمام تمرکزشان را روی آنچه مربوط به خودشان و هماهنگی های بدن و کلامشان است قرار می دهند .

بازیگرانی هم مادام به لوکیشن ، گریمور و فضای بیرونی توجه دارند.

همه ما می دانیم در یک شرایط ایده آل به نسبت کارها خوب پیش می روند. بازیگری که بدون توجه به نشان دادن جلوه هنر بازیگری خود در یک محیط و شرایط فیلمبرداری فوق العاده بازی کرده به دل شما می نشیند یا بازیگرای که بدون توجه به مسایل دیگر تمام احساس و افکارش را با بدنش آمیخته کرده تا بتواند بازی زیبایی از خود به نمایش بگذارد؟!

قطعا وجود محیط و شرایط و توجه به جزئیات در هر کاری باعث بالا رفتن کیفیت کار خواهد بود ولی همه ما معمولا جذب سخنرانان و بازیگرانی می شویم که روی خودشان متمرکز هستند.

شما ترجیح می دهید در سخنرانی شخصی شرکت کنید که هدف مشخصی از سخنرانی اش دارد و آن را به بهترین شکل به شما منتقل می کند تا در زندگی شما اثری مثبت دیده شود . یا سخنرانی که صرفا بهترین تالار شهر را برای سخنرانی انتخاب کرده و فقط حرفهای انگیزشی و کلیشه ای می زند؟

قصد من از گفتن مسائل بالا نشان دادن اهمیت خود آگاهی است.

اینکه بدانیم چه کسی هستیم فارغ از هویت حقوقی و به کجا می رویم تجلی خود آگاهی است.

و هیچ زمان نمی توانیم با چیدن المانهای اصولی در کنار همدیگر اهمیت خود آگاهی را نادیده بگیریم.

چرا که ذات ما با خودمان صادق است و افراد متظاهر را تشخیص می دهد.

فقط کافیست به درون خود سفر کنیم.

پس برای رسیدن به خود آگاهی با خودتان صادق باشید ، آنگاه خودتان بهترین راهنما برای خود خواهید بود.

خود آگاهی و ارزش های درونی مدیر مینیمال

زمانی که بدانیم چه چیزهای در زندگی برای ما اهمیت دارد . کمتر به دام تظاهر دچار می شویم.

قرار شد با خودتان صادق باشید و به ارزش ها و هدف های زندگیتان فکر کنید . برای آنها وقت بگذارید .

خود آگاهی باید شما را به مسیر یک زندگی شاد و موفق ببرد . گاهی افراد برای توجه به خود مغرور می شوند و دیگران را نادیده می گیرند.

شخصی که به خود و ارزش های درونی زندگی خودش آگاهی داشته باشد و بداند کیست و به کجا می رود . با مردم مهربانتر خواهد بود.

مهربانی و لایف استایل

برای دیدن یادداشت مهربانی و لایف استایل کلیک کنید.

دلایل متفاوتی بر نامهربانی انسانها به یکدیگر وجود دارد . گاهی می شنوم که شخصی می گوید من دیگر از مهربان بودن خسته شدم و نمی خواهم مهربان باشم . من به اون حق می دهم که نامهربان باشد چرا که انقدر در مهربانی کردن زیادی آسیب دیده که از مهربانی کردن ترس دارد. اما به او حق نمی دهم ریشه حل مشکل آسیب هایی را که دچارش شده در ذات مهربان بودن ببیند.

مهربانی لازمه زندگی است.

مهربانی لازمه رفتار با طبیعت و دنیای پیرامون ماست.

مهربانی بخشی از وجود هر شخص است که رفتار درست و متعادل در آن باعث رسیدن به آرامش درونی می شود.

به یاد دارم زمانی کلیپی از دانشجویانی که به کشورهای اروپایی و امریکایی سفر کرده بودند می دیدم و یکی از آنها عنوان کرد مردم آنطرف به معنای واقعی نایس هستند.

این جمله در ذهن من جای گرفت.

و هربار که قدم به بانک یا سازمان دولتی یا خصوصی می گذاشتم . متوجه می شدم که واقعا برخورد برخی افراد باعث می شود از آنها بیزار شویم . ولی وقتی به عمق ان شخص دقت می کردم ، توجه ام به این مسئله جلب می شد که این شخص به دلیل آسیب هایی که دارد رفتار خوب برای او غریبه شده و برای پوشش استرس ها و افکار خودش نامهربانی می کند.

من عقیده دارم اگر هر شخصی به اصل وجود ارزش خود پی ببرد با دیگران مهربان خواهد بود و برای رفع زخم هایی که در درونش تبدیل به عقده شده اند نیازی به بدرفتاری ندارد. چرا که خود آگاهی او را تا مرز حل تمام مشکلاتش می برد و با پذیرفتن گذشته و حال و آینده برای خود زندگی شادی می سازد .

برای دیدن یادداشت یافتن ارزش های زندگی کلیک کنید.

تمرین مدیر مینیمال جلسه دوم

به خودتان نامه بنویسد و در آن درباره سه ارزش مهم زندگی خودتان صحبت کنید و به این سوال پاسخ دهید ” آیا من ارزش های زندگی خود را در زندگی روزمره ام جاری می کنیم؟ “

” آیا در تصمیم گیری های روزانه آنها را در نظر می گیرم؟”

تجربه خودتان از نوشتن نامه به خودتان را برای دوستانتان به اشتراک بگذارید.