شما در حال مشاهده هستید سر و سامانی و سبک زندگی مینیمال

سر و سامانی و سبک زندگی مینیمال

سر و سامانی و سبک زندگی مینیمال

بدنبال نظم بخشیدن به زندگی و ایده هایم بودم که در تعطیلات نوروز در کلاسی شرکت کردم.استاد شاهین کلانتری از چگونه نظم بخشیدن و سرو سامان دادن و برنامه ریزی روزانه نکات واقع گرا و اجرایی را مطرح کردند.

یکی از جملات قابل تامل برای من این بود که ” نظم شخصی با دور ریختن بی رحمانه بسیاری از چیزها آغاز می شود” . همزمان با آن اریکا لین در کتابش از بهم ریختگی مادی ، ذهنی و احساسی گفته بود.

یکی از قدرتمندترین فکر هایی که ممکن است ایجاد ذهنیت مینیمالیستی را تسریع کند ، تشخیص بهم ریختگی بر خودتان و درونی کردن آن است . وقتی سرانجام چشمانتان را بر بهم ریختگی بر خودتان و درونی کردن آن است . وقتی سرانجام چشمانتان را بر بهم ریختگی دور و برتان و به ریختگی درون خودتان باز کنید، وقتش می رسد که سنگینی آن را احساس کنید و بیندیشید که می خواهید چه تغییری ایجاد کنید .

سر و سامانی و سبک زندگی مینیمال ارتباط مستقیمی باهم دارند و سرو سامانی دادن برای رسیدن به سبک زندگی مینیمال گام برداشتن بر مسیر زندگی هدفمند است.

بهم ریختگی مادی و سبک زندگی مینیمال

شما وقتی به فضای بهم ریخته ای پا میگذارید. چه احساسی دارید؟ آیا حس می کنید که انگار حالتان دارد خراب می شود؟

با خیلی از افراد سرو کار داشته ام که همیشه طوری از اینکه عدم نظم و انظباطبرایشان غیر قابل تحمل است که انگار می خواهند از آن فاکتوری برای بالا بردن سطح خودشان داشته باشند.البته ادعای نظم داشتن با منظم بودن تفاوت دارد ، منظم بودن آرامش به همراه می آورند و اداعای نظم داشتن و مرتب درگیر وسواس های فکری و حرفهایی مانند من آدم حساسی هستم بیشتر شما را درگیر آشفتگی ذهنی میکند.

جالب اینجاست که واقعا نظم بخشیدن به وسایل و چیزهای مادی دور و برتان روی ارتقا سطح کیفی شما تاثیر می گذارد.اما نه سلاحی که برخی افراد بخواهند صرفا نسبت به بقیه متمایز باشند.خلوت سازی دور و برتان با آرامش ذهنی که برایتان ایجاد می کند ، زمینه ساز آرامش درونی و گستردگی وسعت فکری تان خواهدشد.

تصور کنید می خواهید در مورد موضوعی فکر کنید و فکرتان را متمرکز کنید که تصمیمی بگیرید . چه فضایی را برای اندیشیدن انجام میدهید ، خیابان های پر ازدحام و شلوغ و پلوغ یا خیابان های خلوت که ترجیح می دهید در آنها درختان سرسبز وجود داشته باشند.

وقتی در فضای بهم ریخته ای گیر می افتید، هرچه بیشتر به افکار و احساسات خود توجه کنید ، انگیزه بیشتری پیدا می کنید که روش زندگیتان را متحول کنید.

خلوت سازی محیطی و سر و سامان دادن به وسایل و نظم بخشی به آنها از ملزومات سبک زندگی مینیمال است که تاثیر شگرفش بر رسیدن به آرامش درونی و زندگی هدفمند است.

بهم ریختگی ذهنی و سبک زندگی مینیمال

مشابه نظرات زیر برایتان آشنا نیست؟

«ذهنم مثل بازی پین‌بال آشفته است. مدام از فکری به فکر دیگر می‌پرم؛ تا جایی که احساس می‌کنم واقعاً دلم نمی‌خواهد کاری انجام بدهم.»

«انگار که مغزم مدام دارد شلیک می‌کند. آیا به پیامی که دیشب آخر وقت آمد جواب دادم؟ آیا وقت قرارم با دندان‌پزشک را تغییر دادم؟ یادم نرود برای پرینتر کاغذ بخرم: آیا جواب خواهرم ، همسرم  و یا… را دادم؟»

«اگر توی سر من باشید، سرخورده خواهید ‌شد. صادقانه بگویم که اگر بتوانم وقتم را جای دیگری سپری کنم، حتماً این کار را می‌کنم.»

کلیپ آموزشی یکی از سخنرانان توسعه زندگی را می دیدم که البته نامش را نمی دانم ولی به سفر از فکری به فکر دیگر اشاره می کرد. زمانی که خانه هستید به محل کارتان فکر میکنید . زمانی که مسافرت هستید به فکر خانه هستید . در نهایت هرکجا می روید ، فکرتان به جای دیگری می رود ، بهم ریختگی ذهنی و وسواس های فکری که از ذهنتان عبور میکند ، نه تنها لذت بودن در زمان حال را از شما دریغ می کند ، بلکه ممکن است شما را تا مرز کلافگی با خود بکشاند. سرو سامانی و سبک زندگی مینیمال در تناقض با آشفتگی ها و بهم ریختگی های ذهنی هستند.

این روزها حجم زیادی از پیام های تبلیغاتی / تخفیف ها و اخبار از طریق فناوری و شبکه های اجتماعی با ما سرو کار دارد . تعجبی ندارد که خیلی ها از ما زیر بار سنگینی بار ذهنی مان خم شده ایم . اگر ذهن های مامثل خانه هایمان که پر از اسباب و وسایل شده اند ، پر از فکر باشد . واقعا چگونه می توانیم تمرکز کنیم و وضوح درونی مان را بیابیم.

بهم ریختگی احساسی و سبک زندگی مینیمال

تا حالا چند بار در طی روز به ندامت خود مشغول شده اید که چرا این کار را کردم ؟ چرا کسی قدر من را نمی داند؟

به‌هم‌ریختگی احساسی نوعی به‌هم‌ریختگی است که کمتر از همه به ‌چشم می‌آید؛ اما بیشترین تأثیر را روی خوشبختی و سعادت انسان می‌گذارد. این به‌هم‌ریختگی از فکرهای ماندگاری ایجاد می‌شود که خیلی آشنا هستند، به‌نظر برسند، اما اگر آن‌ها را درست حلاجی کنید، متوجه می‌شوید که اصلاً با شما دوست نیستند. هیچ‌وقت هم دوست شما نبوده‌اند

می‌توانند انرژی احسـاسی مـا را تخـلیه کنند. آیا بعضی از آن‌ها برای شما آشنا هستند؟ اگر قرار بود خودتان فهرستی از آن‌ها را بنویسید، چه چیزهایی را اضافه می‌کردید؟

«همۀ کارهای اینجا را من انجام می‌دهم.» «هیچ‌کس هیچ اهمیتی به من نمی‌دهد.» ، «من [پدر/ مادر/ همسر/ خواهر/ برادر/ دوست] بدی هستم.» ،«اصلاً بلد نیستم دوست پیدا کنم.»

سرزنش کردن خودتان و دیگران ، یکی از بهم ریختگی های ذهنی بسیار پر مخاطب است که مانع سرو سامان دادن زندگی و رسیدن به سبک زندگی مینیمال و هدفمند می شود.

هرچه بیشتر به مغزتان اجازه بدهید که به این چیزها فکر کند، راه‌های ارتبـاطی عمیـق‌تـری در آن حک می‌شود. برای همین است که ممکن است احساس کنید افکار منفی در مغز شما روی حالت خودکار عمل می‌کنند. خوشبختانه، مغز ما انعطاف‌پذیر است (در اصطلاح علمی، به آن انعطاف‌پذیری عصبی می‌گویند)؛ یعنی با تلاش آگاهانه و ممارست پیگیرانه و با گذر زمان، درواقع می‌توانید افکار منفی را میان‌بر بزنید و آرام‌آرام احساس‌های بهتر را جایگزین آن‌ها کنید.

وقتی به این فکر میکنید که : «هیچ‌کس واقعاً متوجه یا قدردان کارهایی که من می‌کنم نیست.»

سنگینی‌ این طرز فکر شما را پایین می‌کشد و در روحتان مقاومت ایجاد می‌کند. شما را از تمرکز روی چیزهای خوب بازمی‌دارد. حالا هر روز انتخاب کنید ، این دستورالعمل را، که دیگران باید چگونه عمل کنند، دور بیندازید تا دیگر منتظر توجه آن‌ها به تلاش‌هایتان نباشید و به جای آن، کارها را فقط برای این انجام دهید که دلتان می‌خواهد.

پیشنهاد میدم بخونی

دیدگاهتان را بنویسید